ادامه مطلبو کل موضوع برای ایشان ارزش تفکر ندارد. و فقط ابزار حصول در آمد است. پس مشتاق بودن و پیرو شدن و بر اساس یک ترانه، فکر کردن نشانه اسارت ما می باشد. که ناخود آگاه خود را اسیریک ابزارتجاری،البته باکلامهای مهم کرده ایم —هم شاعر و هم آهنگ ساز و هم خواننده و هم نوازندگان و هم کمپانی تولید کننده از این ترانه کسب در آمد کرده اند. و به اضافه این که خواننده و شاعر و آهنگ ساز علاوه بر پول --دستمزد احساسی نیز از مردم دریافت می کنند. و با توجه به زندگی خصوصی هر یک از عوامل تولید ترانه، باید بسیارمراقب باشیم . ذهن و فکر ما اسیر گفته های بی ریشه و زیبا نشود—ترانه ها برای شنیدن و لذت بردن از آن کلام و موسیقی در زمان حال است. و نباید در تصمیمات و روش زندگی ما تاثیر کند—یک اثر تجاری نباید و نمی تواند به کمک زندگی ما بیاید. البته ممکن است زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده ودر بسیاری از دریافتهای آنی ما تاثیر کند. که در این صورت مزاحمتشان حتمی خواهد بود- یکی از موارد دیگر که حتما باید فراموششده و رها گردد.مقایسه قیمتها هست—در اینشرایط اقتصادی که نمی توان به ثابت ماندن قیمت یک جنس حتی تا فردا امیدوار بود.فایده ایی ندارد که به قیمت ها توجه کنیم—اگر مصرف کننده هستیم باید برای خرید--ارزانترین فروشنده ها را انتخاب کرده و بعداز خرید مایحتاج خود، همه چیز را فراموش کنیم—چون بیاد داشتن قیمت اجناس کهگاهی تا چهار و پنج ....ادامه دارد
|+|
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۱ساعت 14:18  توسط سید محسن موسوی
|
برچسب:
نویسنده: نگار احمدی
تاريخ: چهارشنبه
12 مرداد
1401 ساعت: 17:14